پویادانلود | دانلود رمان همخونه غیرتی من برای موبایل و کامپیوتر (تبلت و اندروید) - پویادانلود

دانلود رمان همخونه غیرتی من برای موبایل و کامپیوتر (تبلت و اندروید)

 

دانلود رمان همخونه غیرتی من برای موبایل و کامپیوتر (تبلت و اندروید)

دانلود رمان همخونه غیرتی من برای موبایل و کامپیوتر (تبلت و اندروید)

به قلم ارزشمند :Mm_e 🍁

با سلام دوستان عزیز خیلی از کاربران درخواست رمان همخونه غیرتی من رو داده بودین عرضم به حضور گرمتون

که این رمان در حال نوشتن هست بصورت مجازی و هنوز کامل نشده  در صورت کامل شدن و با اجازه از صاحب اثر بر بروی سایت قرار میگیره…

توجه کنید ک این رمان در حال تایپ بر روی مسنجر یا همان پیام رسان سروش است  که میتونین از لینک زیر یا جستجو در سایت دانلود کنین

 

🍄⚡️#پارت320⚡️🍄

با قدمای بلند به طرف در میره و اجازه نمیده هیچ حرفی بزنم، صداش میکنم ولی صدام به گوشش نمیرسه ودر و بهم میکوبه…

شوکه به در خیره میشم و باخودم میگم
دیگه نمیتونم داشته باشمش…

تلخندی به فکرای تو ذهنم میزنم، چی فکر میکردم و چی شد

ازجام بلند میشم و به عکسای روی تخت چنگ میزنم، میخوام فکری که تو سرم جولون میده عملی کنم

پس بی توجه به درد پهلوم با قدمای بلند از پله ها پایین میام

نمیدونم چرا به این عکسا حساس شدم نمیخوام یه بار دیگه دانیال به این صحنه ها نگاه کنه
نمیخوام داغون تر از اینی که هست بشه

همرو تو سینگ میریزم و دونه دونه با فندک آتیش میزنم
اجازه میدم خاکستر بشه و با خوشحالی نگاهشون میکنم…

دلم نمیخواد کوچکترین اثری ازشون باقی بمونه

خمیازه بلندی میکشم و چشمام که کم کم بسته میشه یادم میفته خیلی خسته هستم و فردا قراره روز سختی رو بگذرونم

اروم اروم به طرف پله ها میرم،به طبقه دوم که میرسم روبه روی در اتاق دانیال میایستم وبا فکرایی که توی سرم میچرخه لبام کش میاد

 

نفس عمیقی میکشم و دستگیره و خم میکنم،با دیدن دانیال که غرق خواب دلم براش پر میکشه و وارد اتاق میشم

در و به ارومی میبندم تا سروصدایی ایجاد نشه، استرس سرتا پامو گرفته

ولی نمیتونم چشم از صورتش بگیرم و مثل کسی که طلسم شده باشه بدون کنترل به طرفش قدم برمیدارم

کنارش میشینم و دستمو تو موهای لختش میبرم،انقد حس خوبی بهم میده که چند بار این کارو تکرار میکنم

کنارش دراز میکشم و موهاشو اروم بهم میریزم تکون میخوره و کامل به طرفم برمیگرده چشماش هنوز بستست

و نفساش منظمه، دستشو رو کمرم میزاره و به طرف خودش میکشه

از این همه نزدیکی گر میگیرم، نفساش که به گوشم میخوره قلقلکم میاد و سریع دستمو رو گوشم میزارم…

نویسنده: Mm_e❣️

💕@roman_love_you💕

🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝🐝🎶🐝🎶🐝🎶🐝

 

https://what.sapp.ir/Roman_LOVE_You

 

برای خواندن انلاین کلیک کنید


برچسب ها :

مطالب مرتبط