پویادانلود | دانلود رمان برای من بخون برای من بمون برای موبایل و کامپیوتر - پویادانلود

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون برای موبایل و کامپیوتر

 

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون

رمان #برای_من_بخون_برای_من_بمون 👇📚

نوشته هاوین امیریان کاربر نودهشتیا

خلاصه اززبان نویسنده:
رمان برای من بخون برای من بمون ، داستان زندگی یه دختر نوزده ساله به نام عاطفه است که عشق شدید و عجیبی به یک خواننده داره . تا اینکه یک روز اتفاقی از قاب تلوزیون برق حلقه ازدواج رو تو دست خواننده محبوبش میبینه و بعد متوجه میشه که همون روز ، روزه عقد اون خواننده بوده .
دقیقا توی اولین سال و اولین ترم به طور اتفاقی با پسری همکلاس میشه که … (ای بابا همچین میخونی که انگار انتظار داری کل رمان همینجا باشه …. همه رو که نمیتونم همینجا بگم . خودتون بوخونید …)
تا اینکه توی یه شب فوق العاده ، قشنگترین و زیباترین اتفاق زندگی عاطفه با یه تلفن رقم می خوره ….پایان خوش

مقدمه : ( عاشق این مقدمه خودم هستم … توی رمانم روی همین جمله مانور دادم و بهش ایمان دارم ….)

صدای خنده خدا را می شنوی؟ …
دعاهایت را شنیده …
و به آن چه محال می پنداری می خندد …

دانلود رمان متجاوز دوست داشتنیدانلود رمان عروس استاد

صفحه‌ی اول رمان:

بازم صداش تو گوشم پیچید.

اصلا یادم رفت اومده بودم توی اتاقم که چیکار کنم.

بدون معطلی سریع دویدم سمت تلوزیون توی هال.
بازم میکروفون به دست داشت می خوند.

بازم با این آهنگ جدیدش گل کاشته بود. زل زده بودم به صفحه تلوزیون.

نه صدای دیگه ای می شنیدم نه چیز دیگه ای رو می دیدم… فقط خودش .
وقتی به خودم اومدم برق یه چیزی رو توی دستش دیدم. توجه نکردم.

آهنگش تموم شد. چشمام خیس اشک بود. من کی گریه کردم که خودم نفهمیدم؟؟ …
با دستپاچگی اشکام رو پاک کردم و به بابام نگاه کردم. خداروشکر خوابیده بود.
دوباره برگشتم تو اتاق و نشستم پائین تخت دو طبقه مون.

بازم اشکام ریختن. این بار با اراده خودم ریختن.

توی افکارم غرق بودم که با تکون دستای کوچولوی خواهرم به خودم اومدم. نگاش کردم.
آتنا-: آبجی چی شد؟ … شعرش که اصلا گریه دار نبود؟…
خندیدم. میون گریه. و خدا می دونه چقد لذت می بردم ازاین کار.
آتنا-: آبجی ولی خیلی قشنگ بودا

تا حالا هیچ خواننده ای نبوده که همه ی همه ی آهنگاشو توی تلوزیون پخش کنن

یا کنسرتش رو اعلام کنن… ازبس که فقط چیزای خوب میخونه
یه چیزی تو دلم چنگ زد. دیگه به اشکام اجازه ریختن ندادم.

دستم رو نوازش گونه کشیدم روی موهاش و با لبخند پرسیدم
-: اخه تو چرا از هر کس و هرچیزی که من خوشم میاد

خوشت میاد؟… دوسشون داری؟؟… طرفدارشونی؟ …
آتنا-: چون سلیقه ات خوبه… تو خیلی خوبی آبجی…

خیلی دوستت دارم…

 

 

دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت APK دانلود فایل با فرمت APK


مطالب مرتبط