پویادانلود | دانلود رمان حس ممنوعه pdf نوشته: مبینا.م با لینک مستقیم - پویادانلود

دانلود رمان حس ممنوعه pdf از مبینا.م با لینک مستقیم

دانلود رمان حس ممنوعه pdf از مبینا.م با لینک مستقیم

دانلود رمان حس ممنوعه pdf از مبینا.م با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 

#حس_ممنوعه
نویسنده:مبینا.م
تعداد صفحات: 1316

خلاصه:
نیهان دختری که مورد اذیت پسر دایی اش قرار می گیره،نیهان نقشه می کشه تا هیراد رو عاشق خودش کنه ولی…
فاقد فرمت های دیگر❌
ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #جدید

قسمتی از رمان:

 

حوله رو دور خودم پیچیدم وبیرون اومدم.

با دیدن هیراد رو روبه روی خودم جا خوردم و قدمی عقب رفتم و حوله رو بیشتر دورم پیچیدم.

نگاهش روی تک تک اجزای بدنم می چرخید.

از نگاهش چندشم می شد و تنم مور مور می شد این مرد مسبب تمام بدبختی های من بود!

نمی خواستم ترسم رو بفھمه. که اگه می فھمید بدبخت تر از الانم می شدم!

با حرص گفتم: _اینجا چیکار میکنی؟ نیشخندی زد و گفت:

_چته عصبی میشی؟

عمه گفت میره بیرون تا فردا هم نمیاد اومدم بھت بگم همین. همین؟

من که می دونستم پشت این حرفش چیه که انقدر راحت حرف می زد!

با فکر تنھا شدن با هیراد ترس توی تمام وجودم رخنه کرد.

من دوباره عذاب رو نمی خواستم! دوباره خفت رو نمی خواستم! ب

ا دندون های به هم چسبیده گفتم:

_برو بیرون

_یه بار بھت گفتم از من خجالت نکش…

با صدای بلند گفتم؛ _ازت متنفرم. عصبی گفت:

_رو اعصاب من نرو… انگار موقعیتم رو یادم رفته بود. که لخت و فقط با یه حوله جلوش ایستادم!

از نگاهش که تمام تنم رو رصد می کرد متنفر بودم.

حوله رو بیشتر دور خودم پیچیدم که با عصبانیت گفت؛

_خودتو برای کی میپوشونی…برای من که همه جاتو دیدم؟!

با حرص غریدم: +خیلی رذلی…

_شب منتظرم باش…

وای به حالت مثل دفعه ی پیش در اتاقت قفل باشه…فھمیدی؟!

پیشنهاد میشود:

 

دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت PDF

 



مطالب مرتبط