پویادانلود | دانلود رمان شکنجه گاه عشق از زهرا.ص برای موبایل و کامپیوتر - پویادانلود

دانلود رمان شکنجه گاه عشق از زهرا.ص برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان شکنجه گاه عشق از زهرا.ص برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان شکنجه گاه عشق از زهرا.ص برای موبایل و کامپیوتر

رمان #شکنجه_گاه_عشق👇📚

نویسنده:زهرا.ص

تعداد صفحات:165

خلاصه:

در مورد دختر ۱۸ساله ای به اسم آیدا است که اسیره آرین خشن و بی رحمی

که وجودش از نفرت و انتقام پر شده و هرروز آیدا رو با روش های مختلف تحقیرمیکنه و کتکش میزنه تا اینکه…

فاقد فرمت های دیگر❌

پایان خوش

ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #شکنجه_ای

قسمتی از رمان شکنجه گاه عشق:

با ترس به این کابوسی که داشت اروم اروم بهم نزدیک می شد خیره بودم.
خواستم قدمی به عقب بردارم که با یه خیز سریع موهامو تو چنگش گرفت و دور دستش پیچید.
سرمو به خودش نزدیک کرد و کنار گوشم غرید: _کجا اسباب بازی؟ فعلا کارت دارم…
کجا می خواستی بری ها؟
ها ی اخرو طوری فریاد کشید و با جدیت گفت که نفس تو سینه ام حبس شد و چشمامو بستم.
تکونی به سرم داد:
_آخرین بار می پرسم …کجا می خواستی بری؟
همونطور با چشم بسته نالیدم:
_بخدا می خواستم برم دستشویی .ولم کن خواهش می کنم.
پوزخندی زد و با لحن سرد و گزنده ای گفت:
_بعد دو هفته هنوز نمی دونی که باید واسه ی آب خوردنت هم از من اجازه بگیری؟
سری با وحشت تکون دادم:
_باشه .ببخشید غلط کردم…
و آب دهانمو با ترس قورت دادم .این ادم دو هفته بود که شده بود کابوسم.
با پرت شدنم روی زمین ناله ای از درد سر دادم .ادرار داشت بهم فشار میاورد .با فشاری که به زیر شکمم وارد شد چشمام گشاد شد.
به عاملش نگاهی انداختم .آرین پاشو ناحیه ی زیریه شکمم گذاشته بودو فشار می داد.

از درد و فشار توی خودم جمع شدم:
_آرین خواهش می کنم پاتو ور دار الان کنترلمو از دست میدم .فشار زیادی رومه…
چشمامو بستمو فقط به فکر کنترل کردن خودم بودم ..خیلی سخته دستشویی داشته باشی و یکیم بهت فشار بیاره و اذیتت کنه.
صدای خشنش منو به خودم اورد:
_نشنیدم چی گفتی؟ آرین؟ و پاشو بیشتر فشرد.
خودش گفته بود باید بهش بگم آرین خان .می گفت از این به بعد من اربابتم…
احساس کردم دیگه نمی تونم ادامه بدم و خودمو کنترل کنم .با درد و حقارت اروم اسمشو صدا کردم:
_آرین خان..

پیشنهاد میکنیم:

 

دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت PDF


مطالب مرتبط