پویادانلود | دانلود رمان شب برهنه با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر - پویادانلود

دانلود رمان شب برهنه با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان شب برهنه با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان شب برهنه با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

نویسنده : #زهرا_شجاع ، #سارگل

تعداد صفحات : ۹۷۹

مقدمه : خودکار را بارها بارها درون انگشتان یخ زده ام می چرخانمو برگهای سفید را نظاره میکنم.حس میکنم بالاخره وقت اون رسیده باشه تا دوباره بعد از مدتها شروع به نوشتن کنم ولی نمی دونم ازکجا باید شروع کنم؟شاید بهتر باشه از شکست هام بنویسم از آدمهایی که کوچکترین حسی به اطرافشان ندارن و شاید روزی رسد که پشیمون شدن، روزی که خیلی دیره کسایی که دوستی کردن و خنجر زدن و من چشم روگناهشان بستم….
با یاد خدایم شروع میکنم از جایی که در خلوت تنهاییش نوری از عشق و صداقت جوانه میزد،رویاهای محالش می روند تا رنگی از حقیقت به خود گیرند رنگی از عشقی افلاطونی،عشقی در ورای تنهائی نگاهی وحشی….

 

قسمتی از متن رمان:

اصول موهایش را کوتاه ومرتب می کرد؛ولی اونموقع دلیلی برای
اینکار داشت.شوق وذوقی که وجودش را پُرمی کرد باعث می شد
بهترازهرروز آماده شود؛با بخاطر آوردن خاطرات تلخ گذشته
زهرخندی گوشه لبش جا خوش کرد وبا افسوس سرتکان داد و
درحالی که به طرف حمام می رفت گفت:
-زمان بچگیو خریت تموم
شد.
خوردن قطرات ریز وداغ آب بروی تن خسته اش جان تازه ای بهش
می داد وسرحالش می کرد،نیم ساعتی زیر دوش ماند تا خوب کسلی
وبیخوابی شب گذشته را از تنش بیرون کنه.حوله ی تن پوش مشکی
را به دور خودش پیچید و بیرون آمد.صدای آهنگ موبایلش فضای
سوت وکورخانه را پرکرده بود.پفی کرد و تمام خانه را به دنبال گوشی
موبایلش گشت،ولی زمانی که ازمیون کوسن های مبل پیداش کرد
قطع شد؛نگاهش را به صفحه ی گوشی آیفونش دوخت،سه تا
میسکال ازسِلنا! قبل از اینکه شماره شو بگیره زنگ آپارتمانش به
صدا درآمد؛به طرف در رفت ازچشمی بیرون را نگاه کرد.چهره ی
بلوند واروپایی سِلنا پشت در نمایان گشت،لبخند کجی زد ودر و بازکرد؛

سِلنا با دیدن بهراد که هنوز خونه اس و نرفته لبخند زد
وبا لهجه ی اروپایش دستش را به طرف بهراد دراز کرد وبه فارسی
گفت:
-سلام براد.
بهراد مثل همیشه خیلی خشک وجدی دستش را فشرد و جوابشو
داد:
-سلام.
بعد از جلوی در کنار رفت تا سِلنا داخل بشه،سِلنا درحالی که به
طرف پذیرایی می رفت و شال گردنشو باز می کرد به زبان خودش
گفت:
-وقتی تلفنتو جواب ندادی فهمیدم هنوز خوابی ؛ تصمیم گرفتم بیام
خودم بیدارت کنم.

دانلود رمان شب برهنه

 

دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت APK دانلود فایل با فرمت APK

برچسب ها :

مطالب مرتبط