پویادانلود | دانلود رمان پارلا برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم نوشته: anital - پویادانلود

دانلود رمان پارلا برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

دانلود رمان پارلا برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

دانلود رمان پارلا برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

به قلم :anital

خلاصه‌ای از داستان رمان:

جمیله خیلی بلند پروازه و از وضعیت زندگیش راضی نیست.

اون به دلایلی از پلیس می ترسه و ازشون دوری می کنه.

سعی می کنه با پسرهای پولدار دوست بشه و خودش رو به اونا پارلا معرفی می کنه

و همه ی تلاشش اینه که دلشون و به دست بیاره.

یه روز به طور اتفاقی با سیاوش آشنا می شه که یه پلیسه…

پارلا از اون خیلی می ترسه و فکر می کنه که سیاوش همه جا دنبالشه و اونو زیر نظر داره.

تا این که متوجه می شه سیاوش برای یک ماموریت پلیسی روی اون حساب باز کرده..

قسمتی از رمان:

خانومم! یه لحظه تشریف بیارید اینجا!
مارال محکم توی بازویم زد و گفت:
گشت ارشاده.
قلبم در سینه فرو ریخت. سریع برگشتم و پشت سرم را نگاه کردم.

دو تا مامور پلیس با چادرهای مشکی و چشم هایی که از سر دقت تنگ شده بود نگاهم می کردند. پشت سرشان ون نیمه پری قرار داشت.

آب دهانم را قورت داد و یک دفعه شروع کردم به دویدن.

با آن کفش های پاشنه ده سانتی نمی توانستم خیلی تند بدوم. صدای فریاد مارال را شنیدم:
پارلا بدو!
نمی دانستم مارال در چه موقیعی است.

فقط با سرعت از پایین میدان ونک به سمت بالا می دویدم.

مردم را با آرنج کنار می زدم و با سرعت می دویدم. نفسم داشت بند می آمدم.

کفش جلو بسته ام به ناخن های کاشته شده ی پایم فشار می آورد.

دو مرد را با آرنج کنار زدم و سریع خودم را در اتوبوس خط آزادی- ونک انداختم که داشت به حرکت در می آمد.

اتوبوس راه افتاد و من مامور پلیس را دیدم که پشت اتوبوس متوقف شد. نفس نفس می زدم و احساس می کردم که قلبم در دهانم است.

بدنم از ترس می لرزید. مامور پلیس بی سیم زد و چیزی را گزارش داد که من خوب می دانستم پلاک و مشخصات اتوبوس است.

لبم را گزیدم. شالم را جلو کشیدم و کفش هایش را در آورد. با خودم فکر کردم:
اگه توی ایستگاه بعدی منتظرم باشن چی؟

پیشنهاد میکنیم از این رمان ها هم دیدن کنید ::.

دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت APK دانلود فایل با فرمت APK


مطالب مرتبط