پویادانلود | دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند نوشته: هانیه وطن خواه (shazde koochool) - پویادانلود

دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند نوشته: هانیه وطن خواه

دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند

دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند

 

نویسنده: هانیه وطن خواه (shazde koochool)

ژانر: عاشقانه، تراژدی

خلاصه‌ای از رمان:

یه مرد هفتاد ساله پولدار به اسم زرنگار دوتا پسر و دوتا دختر داره. دختر دومش”کیمیا ” مجرد و عاشق استاد نخبه دانشگاهشون به نام طاهاست. کیمیا قراره با نامدار برادر شوهر خواهرش ازدواج کنه ولی با طاها فرار می کنه و از ایران میره. زرنگار هم در عوض خواهر هفده ساله طاها به اسم طلا که خودش عاشق پسرخاله اش امیر هست رو مجبور میکنه باهاش ازدواج کنه و تو خونه اش بعنوان خدمتکار کار کنه و… پایان خوش

آثار دیگر نویسنده:

  1. دانلود رمان بغض ترانه ام مشو از هانیه وطن خواه
  2. دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم از هانیه وطن خواه

قسمتی از رمان طلاهای این شهر ارزانند از هانیه وطن خواه:

صدای قرآن می آمد و آقاجان مرتد میخواندمان و من هم میان مرتد خوانی هایش گاهی قرآن میخواندم واو

هم دوست داشت.

و چقدر او شده بود…سه سالی میگذشت…مگر نه؟

باز هم خانوم ، کولی منشانه اخم های مردان خوش غیرتمان را بالا برد و جیغ هایش گوش فلک را هم کر

میکرد و انگار این همان زنی نبود که روزی میان درهای بسته ی گنجه ی خانه چارقدی به سر کشید و

موجبات تفریح من را تا چند ماهی مهیا کرد.

خاله نسرین سبدهای کوچک سبزی را دست به دست دختران میداد و میدیدم که چه دلبری هایی برای خاله

جانم می آمدند و هنوز نگاهی کندوکاوم میکرد.

  • رمان طلاهای این شهر ارزانند قسمت اخر

 

خاله که تنها دیدم با پر روسریش اشکی گرفت و لبخندی دردآلود مهمانم کرد و چقدر نگاه بعضی ها خصمانه

رویم می آمد و میرفت و من هم از جایم جمی نمیخوردم.

انگار همان دیروز بود که خاله نسرین هق هقش را روی شانه ام خفه میکرد و موهایم را گیس میکرد و هنوز

هم قرآن خواندن های زیرلبیم را یادم است.

و انگار همین دیروز بود…دیروزی به اندازه یک قرن….

پرده ها را کناری میزدم و از میان پنجره ها شاغلامی را میدیدم که تمرکزی بس عظیم داشت روی پروژه ی

هرس بوته هایش.

  • دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند pdf

– چشمتون روشن.

نگاهش کردم و همانی بود که میان حیاط آقاجانم عربده میکشید و من پتو را روی شکمش مرتب کردم و ظرف

سوپ را دست گرفتم و صدایش هنوز هم زنگدار است میان حفره های هزارسوی خاطرم…

– خاله سوسن سنگ تموم گذاشته…من که میفهمم از خستگی نا نداره…ولی اینقده خوشحاله…اونقدری که

من هم مشتاق دیدنم.

قاشقی دیگر پر کردم و نگاهش هنوز هم در کند وکاو نگاه دزدیده ی من بود و نمیدانم نگاهش آن روز چه

داشت که تنم لرزید و نگاهم دودویی زد.

  • رمان طلاهای این شهر ارزانند epub

– دیگه اینکه…پریا رتبش دورقمی شد تو کارشناسی ارشد…خوش به حالش….من هم اینقده دوس داشتم…

و چه روزهایی که پریا میان همهمه ی نداشته هایش دل برایم سوزاند.

– من برم کمک خاله سوسن…پریا که رفته خوابگاه پیش دوستاش.

و فضای خفه ی اتاق را پشت سر گذاشتم و سیلی آقاجان که صورتم را داغدار کرد فهمیدم ماندنم همیشه درد

دارد.

  • طلاهای این شهر ارزانند apk

 

دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت PDF

 

دانلود فایل با فرمت APK دانلود فایل با فرمت APK

شاید برایتان جالب باشد:

  1. دانلود رمان همکارم میشی برای موبایل و کامپیوتر
  2. دانلود رمان بچرخ تا بچرخیم برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم
  3. دانلود رمان هانا عروس شیخ نوشته ساحل برای موبایل و کامپیوتر

برچسب ها :

مطالب مرتبط