پویادانلود | دانلود رمان دروغ شیرین برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم - پویادانلود

دانلود رمان دروغ شیرین برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

دانلود رمان دروغ شیرین برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

دانلود رمان دروغ شیرین برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

دانلود رمان رایگان

 خلاصه رمان:

خلاصه:آناهید زند دانشجوی پزشکی است او که سالها عاشقانه پسر عمه خود کاوه را دوست داشته فقط به خاطر یک شوخی که از طرف دوست صمیمی خود با کاوه انجام میدهد کاوه او را ترک میکند و با همان دختری که او را به انجام این شوخی تحریک کرده بود ازدواج میکند . آناهید افسرده شده محل کار خود را عوض میکند تا دیگر با کاوه برخورد نداشته باشد . آناهید در آنجا با آرتام مهرزاد دکتر متخصص قلب اشنا میشود…

 

قسمتی از رمان:

آرتام با اخم گفت:
– خوبه… پس میدونی خرید کردن باهاش چه لذتی داره.

کاوه چیزی نگفت و بجاش رفت تو فکر… شام رو تو محیطی دوستانه خوردیم…

همیشه بخاطر تک فرزند بودنم از اینکه بین یه جمعیت زیاد باشم خوشحال میشدم

حالا برام فرقی نمیکرد که تو اون لحظه از کدومشون بدم میاد…

بعد از شام چند ساعتی دور هم بودیم و بابا بیژن از جاهای دیدنی این دور و بر برامون گفت…

تصمیم بر این شد که فردا بریم بازار توی شهر و یه کم خرید کنیم.

البته پیرترهای جمع خستگی و بی حوصله بودن رو بهونه کردن و گفتن نمیان…

عمه هم اول ادعا کرد که جوونه و میخواد بیاد ولی وقتی دید حتی شوهرشم فردا همراهیش نمیکنه منصرف شد…
قبل از خواب بحث این پیش اومد که کی کجا بخوابه…

آرتامم بدون خجالت گفت:
– هر جوری میخواین تقسیم بندی کنین ولی اناهید پیش خودم میخوابه.

این حرفش باعث شد نیمچه لبخندی روی لبای بعضی ها و اخمی هم روی پیشونی بعضی های دیگه بشینه…

میدونستم آرتام میخواست جلوی کاوه رژه قدرت بره…

هرچند که منم از حرفش بدم نیومد چون یه بار خوابیدن تو بغلشو تجربه کرده بودم که فوق العاده بود.
قرار بر این شد که خانواده ی عمه تو یه اتاق برن…

خانواده ی منم تو یه اتاق به جز بابا که میرفت پیش بابا بیژن تا تنها نباشه…
من و آرتامم همراه پری و هیراد میرفتیم تو یه اتاق…

با اصرار ما پری هیراد رو تخت خوابیدن، من و آرتامم روی زمین…

همین که کنارش دراز کشیدم بدون هیچ رودروایستی منو کشید تو بغلشو چشماشو بست…

منم مخالفتی نکردم و خوابیدم.

فقط نگران دامنم بودم که یادم رفته بود عوضش کنم و الانم دیگه نمیشد کاری کرد.

پس بهترین راه بی خیالی طی کردن بود چون مطمئنم از اون دسته آدما نیستم که بتونم درست بخوابم…

800 باری تکون میخورم.

پیشنهاد های دیگر سایت:

دانلود رمان دروغ دوست داشتنی

دانلود رمان تو با منی

دانلود رمان نگرانت میشم

 

 

دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت APK دانلود فایل با فرمت APK

برچسب ها :

مطالب مرتبط