پویادانلود | رمان تکیه گاهم باش جلد اول و دوم برای موبایل و کامپیوتر - پویادانلود

رمان تکیه گاهم باش جلد اول و دوم برای موبایل و کامپیوتر

رمان تکیه گاهم باش جلد اول و دوم برای موبایل و کامپیوتر

رمان تکیه گاهم باش جلد اول و دوم برای موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان عاشقانه

 

به قلم :#Negar#

خلاصه‌ای از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری به نام رژان هست که بعد از دست دادن مادرش تو بچگی ، پدرش برای دور شدن از خاطرات اونو بر می داره و به رشت می بره ، ولی اونجا در آستانه ی ورشکستگی قرار می گیره و از دخترش فاصله می گیره . رژان تبدیل می شه به یه دختر گوشه گیر و آسیب دیده . از طرفی اذیت های نامادری اش بیشتر عذابش می ده . ولی حامی ای پیدا می کنه و پی می بره بهش وابسته شده ….

 

دانلود رمان تکیه گاهم باش جلد اول و دوم برای موبایل و کامپیوتر

قسمتی از این رمان زیبا:

 

ـ معنی اون ایمیل چیه ؟رژان تازه متوجه قضیه شد و همه چیز را فهمید . با خودش زمزمه کرد “پس

 

بالاخره خوندش”

ـ با تو ام چرا ساکتی ؟ اون حرفا چه معنی داره ؟

رژان که دید دیگر نمی تواند سکوت

 

کند با بغض گفت : ـ یعنی درک اون کلمات اینقدر برات سخته ؟

!راستین دستانش را از هم باز کرد و

 

گفت : آره …آره تو بگو تا بفهمم .

ـ برو یه دور دیگه بخون حتماً اینبار می فهمی .

خواست بره که او مچ

دستش را گرفت و نگه ش داشت .

ـ کجا می ری ؟

بمون جواب منو بده . تو فکر کن من اونو پاک کردم .

یه بار خودت بگو تا باور کنم که اشتباه کردم .

رژان پوزخند عصبی ای زد و گفت : اگر دوست نداری باور

کنی خب چرا اینقدر خودت رو عذاب می دی ؟

راستین دست او را رها کرد و با ناباوری در حالی که

صدایش به زحمت شنیده می شد گفت : پس حقیقت داره ؟

رژان که اشک هایش جاری شده بود با

لحن تلخی گفت : آره . … آره حقیقت داره …

این که من دوست دارم و تو تمام این سال فقط داشتی

 

به من ترحم می کردی غافل از اینکه منو روز به روز بیشتر به خودت وابسته می کردی …. تو برام یه

 

سراب بودی و هستی …. دیگه همه چیز تموم شد …

چه فرقی به حالت می کنه ؟

راستین حال بدی

داشت .

عرق سردی روی پوستش نشست .

نمی توانست باور کند .

چشمانش را بست و با خود

زمزمه کرد “این امکان نداره … نه امکان نداره”

ـ چرا این حقیقت تلخی هست که هر دومون باید باورش

کنیم . من باورش کردم اما تو ….و به هق هق افتاد .

راستین چند قدم سویش رفت و با التماس گفت:

خواهش می کنم رژان … با من بازی نکن …چه طور امکان داره …

هیچ می فهمی داری چی می گی

؟ … خواهش می کنم گریه نکن . به من جواب بده . رژان گریه اش را قطع کرد و گفت :

ـ اینقدر برات

عجیب و باور نکردنیه ؟راستین ناباورسرش را به طرفین تکان داد

و گفت : من اصلاً هیچ وقت فکرشم

نمی کردم … که تو… تو منو … نتوانست جمله اش را کامل کند بعد مکثی

گفت : چه طور می تونی؟

چرا راستین ؟ چرا فکر می کنی این موضوع اینقدر غیر منطقی هست ؟

اینکه من دوست دارم رو می

گم .

دانلود رمان

پیشنهاد میشود:

دانلود رمان اشتباه شیرین

دانلود رمان نگرانت میشم

 

 

دانلود جلد1 با فرمت PDF دانلود جلد1 با فرمت PDF دانلودجلد1 با فرمت APK دانلودجلد1 با فرمت APK

 

 

 

دانلود جلد2 با فرمت PDF دانلود جلد2 با فرمت PDF دانلودجلد2 با فرمت APK دانلودجلد2 با فرمت APK


مطالب مرتبط