پویادانلود | دانلود رمان پایگاه ویژه با فرمت های PDF ، Apk برای موبایل و کامپیوتر +(جلد 2) - پویادانلود

دانلود رمان پایگاه ویژه با فرمت های PDF ، Apk

دانلود رمان پایگاه ویژه با فرمت های PDF ، Apk

دانلود رمان پایگاه ویژه با فرمت های PDF ، Apk

  • نویسنده
  • نویسنده:سارا هاشمی

در اصل یه مرکز خاص توی اداره ی پلیسه که بهشون پرونده های مشکل و گاهی حساس و یا مشکل دار رو می دن که حل کنن. فرمانده ی پایگاه، سرگرد سهند بهنام هست که برای اینکه فرمانده این گروه متخصص بشه، آموزش های خاصی هم دیده .. بهترین افراد را هم کنارش جمع کردن تا بتونه کارشو به نحو احسنت انجام بده . 

سلام ، قبل از هر صحبتی، باید یه توضیح ضروری رو بنویسم . این داستان نه فانتزیه، نه واقعیت

توی کشور ما اصلا نه چنین جایی وجود داره و نه پلیس و قانون ِ توی داستان با پلیس و

قانون ما هم خونی داره . من دوست داشتم پرونده ها رو توی چنین جایی با کمک افراد پایگاه ویژه حل کنم.

پس خواهش می کنم اگر خیلی واقع گرا هستین توی این مورد، نخونین. یا این جور حساب کنید

که اینجا ایران نیست. یه کشوریه توی ذهن من که شبیه ایران خودمونه فقط! اسامی و مکانا مثلا

.. دوستان می شناسن که فانتزی نویس نیستم. کلیت این داستان، برای چندین سال پیشه

و منم دوست داشتم با همون روال ادامه بدم

با آگاهی می نویسم. دوست نداشتم اما پلیسم شبیه پلیس سریالای تلویزیونی باشه.

نخواستم هم کپی کاری از روی سریالای خارجی کنم! واسه همین از ذهنم کمک گرفتم.

خواهش می کنم اگر دوست ندارین، از همین پست اول، نخونین

با توضیحات بالا، پایگاه ویژه در اصل یه مرکز خاص توی اداره ی پلیسه که بهشون پرونده های مشکل و گاهی

حساس و یا مشکل دار رو می دن که حل کنن. فرمانده ی پایگاه، سرگرد سهند بهنام هست

که برای اینکه فرمانده این گروه متخصص بشه، آموزش های خاصی هم دیده ..

بهترین افراد را هم کنارش جمع کردن تا بتونه کارشو به نحو احسنت انجام بده

 

قسمتی از رمان پایگاه ویژه:

مثل دفعه ی قبل با آرامش اما این بار بلندتر گفت: یکی دیگه رو دوست داشتم. نمی خواستمش… 

 یعنی چی؟ یعنی به خاطر یکی دیگه…. ؟ آره ..

نیما باز گیج شده بود. نمی توانست جملات را حلاجی کند.

دستش را روی بازویش گذاشت وکمی به سمت خودش برگرداند:

– واستا ببینم .. سهند تو به خاطر یکی دیگه نامزدی تو بهم زدی؟ چرا آخه؟ یعنی … 

سهند به دیوار زل زده بود. از حالت صورتش نمی توانست نیما حدس بزند چه قدر حرفش واقعیت دارد.

اما آرامشش برایش عجیب بود. 

  •   رمان پایگاه ویژه جلد 1

– سهند؟! خب باشه .. اصلا یکی دیگه! اون یکی دیگه کجاست؟

یعنی خب وقتی این قدر دوستش داشتی که به خاطرش نامزدیتو بهم زدی و قلب یکی رو شکستی.

قولتو زیر پات گذاشتی .. باید حتما دلیلت محکم باشه دیگه! اون دلیلت کو پس؟

نیما نمی دانست با حرفهایش چه آتشی به جان سهند می اندازد.

که چه قدر قلبش آتش می گیرد با هر کلمه و خاکستر می شود.

احساس ناامیدی همیشگی سراغش آمده بود.

  •   رمان پایگاه ویژه 2

همان حسی که آن روز صبح، وقتی توی بیمارستان به هوش آمد. وقتی فهمید هنوز زنده است. 

– نیما برو خواهش می کنم. برای امروزم کافی بود. 

– هیچ جا نمی رم . بهت گفتم . اگر می خواستم برم تا حالا رفته بودم.

به خاطر کی؟ برام مهمه بدونم.

من دنبال اون دختر رفتم چون وقتی ماجرا رو فهمیدم؛ حس کردم

به خاطر اونه که سراغ هیچ زنی نمی ری. خب مسخره ست تو با این سنت .. 

نمی خواست نیما ادامه بدهد. باید تمام می کرد. بلند شد و نشست.

نیما کمی خودش را عقب کشید. هنوز گردنش درد می کرد! 

  • رمان پایگاه ویژه جلد سوم pdf

پیشنهاد میکنم:

  1. دانلود رمان قصاص
  2. دانلود رمان شفق
  3. دانلود رمان تدریس عاشقانه
  4. دانلود رمان فتنه گر

 

 

دانلود جلد اول فایل با فرمت PDF دانلود جلد اول فایل با فرمت PDF دانلود جلد اول فایل با فرمت APK دانلود جلد اول فایل با فرمت APK

 

 

دانلود جلد دوم فایل با فرمت PDF دانلود جلد دوم فایل با فرمت PDF دانلود جلد دوم فایل با فرمت APK دانلود جلد دوم فایل با فرمت APK

 

 



مطالب مرتبط