پویادانلود | دانلود رمان همسر دوم من نسخه کامل برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم - پویادانلود

دانلود رمان همسر دوم من نسخه کامل برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

دانلود رمان همسر دوم من نسخه کامل برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

دانلود رمان همسر دوم من نسخه کامل برای موبایل و کامپیوتر با لینک مستقیم

نویسنده این رمان حدیث شمس میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

دختری به نام فرشته که به اجبار خانواده اش یا پسری به نام آرشام ازدواج کرد تا برایش پسر بیاورد! درحالیکه آرشام زن داشت..

قسمتی از رمان همسر دوم من:

با این حرفش جیگرمم رو سوزوند. بغض بزرگی جلوی گلوم رو گرفت که راه نفسم
رو بست. صدای پوزخند آرشام تیری شد که در قلبم فرود اومد.

به سختی خودم رو کنترل کردم و گفتم:

_سارا جون تو خودتم هنوز ازدواج نکردی!

سارا خواست جوابم رو بده که مامانه آرشام گفت:

_نظرتون چیه یه ماه دیگه برن سر خونه زندگیشون؟

جهیزیه نمیخوایم به جاش شما هم از عروسی بگذرید. چون ما برای آرشام یه بار عروسی گرفتیم. خوبیت نداره.

  •   رمان همسر دوم من به صورت pdf

با تعجب و شوکه به مامان آرشام نگاه کردم و منتظر عکس العمل مامان بابا

شدم. باورم نمیشه اونا حتی میخوان آرزوی لباس عروس و جشن عروسی که

آرزوی هر دختریه رو ازم بگیرن. همش زور همش تحمیل…

من مثل بقیه دخترا نتونستم مهر مادر و پدر و دوستام رو بچشم. من مثل بقیه

دخترا نتونستم تا لیسانس درس بخونم و به شغلی که همیشه آرزوش رو داشتم

برسم. من مثل بقیه دخترا نتونستم همسر رویایی خودم رو که چهره و

اخلاقش رو هرشب توی ذهنم مجسم میکردم انتخاب کنم. من مثل بقیه دخترا

نتونستم یکی یکی خاستگارام رو ببینم و

نظر بدم. حالا هم میخوان عروسی رو که آرزوی هر دختریه رو ازم بگیرم و مثل بقیه چیزا حسرتش رو به دلم بزارن!

  • دانلود رمان همسر دوم من نوشته حدیث شمس

دو روز مثل برق و باد گذشت. من نامزد آرشام شدم ، و به همین مناسبت قراره

یه مهمونی کوچیک ترتیب بدیم. ارشام هم امروز میاد دنبالم تا بریم ، دنبال خرید جشن.

زودتر از خونه اومدم بیرون و کنار
در منتظر آرشـام موندم.

نگاهی روی ساعت گوشیم انداختم ، و به دیوار تکیه دادم تا آرشام بیاد و

بریم از شانس گند من یه پسر جوونه موتور سوار کنارم اومد ایستاد و گفت:

_ جون خانوم خوشگله برسونمت؟

  • دانلود رمان همسر دوم من به قلم حدیث شمس

اخمی کردم و چند قدمی عقب رفتم، تا فاصله ام رو باهاش حفظ کنم اما دوباره

جلو اومد، و دستش رو جلو اورد، که با صدای بوق ماشینی از جا پریدیم. نگاهی به ماشین انداختم که آرشام رو با اخمایی

در هم دیدم. انتظار داشتم پایین بیاد و کتک مفصلی به مرد بزنه اما فقط بهم

اشاره کرد .سوار ماشین بشم بدون هیچ معطلی سوار شدم که ارشام ماشین رو راه انداخت و حرکت کرد. همینجور که

گاز میداد و دستش رو روی دنده جا به جا میکرد….

  • رمان همسر دوم من بدون سانسور

پیشنهاد میشود:

پیشنهاد های دیگر سایت:

  1. دانلود رمان طلایه نوشته نگاه عدل پرور برای موبایل و کامپیوتر
  2. دانلود رمان قرار نبود نوشته هما پور اصفهانی برای موبایل و کامپیوتر
  3. دانلود رمان تقاص هما پور اصفهانی از نودهشتیا برای موبایل و کامپیوتر

 

 

 

 

دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت PDF دانلود فایل با فرمت APK دانلود فایل با فرمت APK


مطالب مرتبط